تبليغاتX
لنگه به لنگه























لنگه به لنگه

نوشت گاه خستگی های یک فروند بچه محل

توی اتوبوس ردیف دوم من و یکی از بچه ها نشسته بودیم داشتیم بقیه اتوبوسارو دید می زدیم و می گفتیم

جلل الخالق ببین تو این یکی دو ساعته چقد ماها رو گرفتن !

یه سرباز کاملا سر باز رو هم که تازه کچل کرده بود گذاشته بودن هوای ما رو داشته باشه مبادا یه موقع فکر

در رفتن به سرمون بزنه، دائم داشتن آمارمون رو می گرفتن اینو وقتی کشف کردیم که یکی از درجه داراشون از

این اتوبوس به اون اتوبوس سر می کشید و داد و بی داد راه انداخته بود.

مثل اینکه یکی از وطندارای زبل تونسته بود زیر آبی بره و خودش رو از معرکه خارج کنه!به خاطر همون یه نفر

کلی اعصابشون ریخته بود به هم .

همراه ما یه سرباز و یه افسر که نمی دونم درجه ش چی بود ( البته اونم علی رقم میل باطنیش فرستادن با

ما، حرفاشون رو می شنیدیم که می گفت من باید ظهر برم ، کار دارم و...) با یه نفر دیگه که از ما نبود رو

فرستادن که اون کسی نبود جز آقای راننده!

حرکت که کردیم افسره گفت هرکی تیزی میزی همراش داره خودش در بیاره تحویل بده وگرنه اگه اون پیداش

کنه براش گرون تموم میشه!( خوب ترس هم داره یه اتوبوس تبعه خارجی مشکوک به نداشتن مجوز با فقط دو

تا مامور! هرکی باشه حال و روزش همین میشه.)

شروع کرد از اولین صندلی که هرچی تو جیباتون هست در بیارید .من یه جا کلیدی صلیب داشتم که در اصل

چاقو بود ولی نه از این چاقو راستکیا ها ! دماغ خر رو هم نمی برید دکوری بود ولی تیغه ش هیچ معلوم نبود

طرف فک کرد همون جا کلیدیه! که همین طور هم بود. منو چه به تیزی!

فک کنم نزدیکای دو ساعت طول کشید تا رسیدیم عسگر آباد. اولین بارم بود کلا میرفتم سمت ورامین اونم

کجاش ؟!

داخل اردوگاه تعداد زیادی از زن های افغانی که سرپرستاشون رو گرفته بودن هم بودن که یا مدارکشون رو

آورده بودن یا اومده بودن تا با گریه و التماس بلکه بتونن کاری برا مرداشون انجام بدن.

ما رو که اول رسیده بودیم بردن تو سالن ورودی و به ردیف نشوندن رو زمین بعد کارتارو ماموره داد به یه نفر که

فک کنم رئیس یه بخشی تو اردوگاه بود اونم شروع کرد به خوندن از روی کارت ها و هر کس که کارتش رو

تحویلش میداد خوب میرفت تو بحر چهره ش که مطمئن بشه طرف خودشه .

کسایی که مدارکشون درست بود یه طرف سالن ردیف کردن  هنوز معلوم نبود می خوان چی کار کنن بعد اون

بیچاره هایی رو که کارت همراهشون نبود یا اصلا نداشتن از یه در دیگه فرستادن تو یه زیر زمین ( که بعدا وقتی

ازتو حیاط  تونستم داخلش رو ببینم پر از هموطنای خودمون بود که نا امیدانه تو اون زیر زمین گرم وول میخوردن)

تو همین گیر و دار بودیم که یهو لعنت خدا بر شیطون  یه نره غول چاق سیبیلو اومد تو و به رئیسه گفت چند تا از

این افغانیا رو یه ساعتی کار دارم  بیان یه مقدار بار خالی کنن.

من از همون بچگی هم شانس نداشتم  بین اون همه آدم من و یکی دیگه از گروه چهار نفری ما و سه نفر دیگه

که جزو  همون اون همه آدما بودنو گفت پاشید . بعدشم کارت ما پنج نفر رو ازمون گرفت و گفت هر وقت کارتون

تموم شد بهتون میدمش!

بعدشم رئیسه کلی سر مامورا غر زد که مگه نگفته بودیم کسایی رو که کارت دارن نیارین اینجا! همه رو گفت

پاشین برین پی کارتون .

اومدیم تو حیاط منتظر اون یارو غول بیابونیه موندیم تا بیاد بیرون ( تو این هیر و ویری چاره دیگه ای نداشیم اگه

مقاومت می کردیم مساوی بود با قیچی خوردن کارت و بعدشم یا بی مجوز شدن یا الافی چند هفته ای)

طرف بیرون اردوگاه خواربار فروشی داشت ( کسایی که گذرشون افتاده شاید دیده باشنش) یه نیسان پر از

نوشابه و آب معدنی دم مغازش وایساده بود انتظار مارو می کشید.

از مجبوری شروع کردیم دست به دست خالی کردن نوشابه ها. یه ربعی طول کشید . نامرد حتی یه خسته

نباشید هم بهمون نگفت چه برسه به یه لیوان آب.

کارت هامون رو ازش گرفتیم و با اون دو نفر دیگه که همین طور موقع خالی کردن بار داشتن مارو نگاه می کردن

و می خندیدن پیاده راه افتادیم سمت خیابون .

یه عده راننده هم اونجا بودن که هی داد میزدن دربست دربست! نامردا فک میکردن ملت از پشت کوه اومدن 

قیمت خون باباشون رو می خواستن از آدم بگیرن.

رسیدیم لب خیابون  و در حالی که ساعت حول و حوش چهار بود حرکت کردیم سمت خونه هامون.

.

.
.

این شعر رو از یکی از دوستان شنیدم ولی هرچی فکر میکنم  یادم نمیاد کی بود:


الهی عسگر آباد در بگیره

بسوزه خاک و خاکستر بگیره

بسوزه سیم های خار دارش

کبوتر های بندی پر بگیره

.

.
.


نتیجه گیری اخلاقی:

- سعی کنید مواقعی که از این طرح های بازداشت خارجیا اجرا میشه حتی الامکان در گروه های چند نفری در

سطح شهر تردد نکنید .

- هیچ وقت چاقو با خودتون حمل نکنید.

- سعی کنید مدارکتون همیشه همراهتون باشه چون اگر هم بازداشت بشین کمتر الاف می شید.

- میتونید اگه به یه همچین موردی برخوردید خودتون رو به کوچه علی چپ بزنید. خیلی از مواقع جواب میده .
 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت توسط بچه محل| |

راستشو بخوایید در خانه نشسته بودم و داشتم فک میکردم چی کار کنم چی کار نکم یک دعفه به ذهنم رسید

یه خاطره تعریف کنم .

قضیه مربوط به فک کنم دوسال پیش میشه ، مثل بقیه روزا  راه افتادیم بیاییم سر کار یکی از بچه ها از همون

اول داشت نفس بد میومد که امروز روز کار نیست و بیایید بپیچونیم و فلان و فلان.البته همیشه از این حرفا میزد

ولی اون روز نور عجیبی تو صورتش معلوم می شد فک کنم بهش وحی شده بود که اوضاع خیته!

از پله های مترو هفت تیر داشتیم میومدیم بالا ، چشمتون روز بد نبینه دیدیم دو تا سرباز جان به کف ایرانی دارن

از اون بالا چشم بادومیا رو شناسایی میکنن ما هم که حالا بماند که تابلو بودیم یا نه ولی وقتی چهار تا یه جا

بشیم داد میزنیم که افغانی هستیم .

هیچ راهی برای فرار وجود نداشت فک کنم هر سه تا ورودی مترو رو پوشش داده بودن. غیر از ما هف هش نفر

دیگه رو هم به قول خودشون بازداشت کرده بودن.

شخص شخیص بنده هم که اولین باری بود که توسط آش خوران  نیروی انتظامی مورد گیر دادن واقع میشد (

منظورم به خاطر افغانی بودن درخواست مدرک کنن) اندکی به قول معروف ترس به دلش راه داد ولی از اونجایی

که همون کارت صورتی بزرگه که همه مهاجرا باهاش خاطره دارن همرام بود خیالم راحت شد .

خلاصه مارو که تعدادمون 15 نفری میشد به طرز فجیهی که انگار تبهکار سابقه دار دستگیر کردن بردن سمت

یکی از خیابان هایی که ماشین هاشون منتظر بودن .

هر چهار نفر رو سوار یه ماشین کردن و رفتیم کلانتری اون منطقه.

این وسط کلی خندیدیم چون سرباز و افسری که ما همراهشون میرفتیم هر دو انگار تازه از شهرستان اومده

بودن و یه جورایی معلوم نبود با خودشون چند چندن.

کلی با هم دیگه کل کل میکردن و ما هم که دیدیم آب گل آلوده شروع کردیم ماهی گیری . ولی چه کنیم که

مامور بودن و معذور . گفتن رفتیم پاسگاه هر کی کارتش همراهش بود ولش میکنیم بره . ما هم که همه کارتا

همراهمون بود و خیالا راحت . رفتیم...

چند تا خیابون رو که چپ و راست کردن رسیدیم کلانتری ( یه تیکه از مسیرتا کلانتری یه طرفه بود و سرباز

باحاله گرفت دنده عقب و حالا ما رو میگی به زور خودمون رو نگه داشتیم از خنده)

داخل حیاط که شدیم بعله همون چیزی که حدس زدین درسته! سی چل نفر از برادرای هموطنمون به مهمونی

دعوت شده بودن به زور!

بعد از کلی علافی و دوست شدن با همشهریای باحالی که تشریفشون رو آورده بودن و حدود دوساعتی زیر

خورشید تابستون آفتاب گرفتن . یکیشون که خون از چشماش میبارید گفت فقط کسانی که مجوزشون مربوط

به خود شهر تهرانه میتونن برن .که این وسط غیر از سه چهار نفر همه مال شهرستانای تهران بودن.

خلاصه رفتن برامون اتوبوس گرفتن به مقصد هتل عسگر آباد ورامین . همون جایی که برای پذیرایی مفصل از ا

تباع خارجی بدون مدرک شناسایی ساختن وامیدوارم گذرتون هیچ وقت سمتش نیفته.

حالا ما فکر میکردیم همین سی چل نفریم  شما چی فکر میکنید ؟!

درسته از اونجا که راه افتادیم رفتیم سمت یه پاسگاه دیگه .دیدیم شیش تا اتوبوس دیگه پره از وطندار منتظرن

تا کاروانی حرکت کنیم.......

.
.
.

بقیش باشه برای پست بعدی اینطوری شاید خسته بشین از خوندنش .


 

نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت توسط بچه محل| |

از اونجایی که گفتن ماهی رو هر وقت از آب بگیری میمیره ! ببخشید دیر نیست!!!! منم می خوام دوباره شروع کنم .

دقیقا نمیدونم میخوام چی کار کنم ولی توکل به خدا . شروع میکنیم ببینیم چی میشه...

.

.

 وایسا دنیا وایسا دنیا .... من دارم سوار میشم!


نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت توسط بچه محل| |

سلام

سلام به همه دوستان و هموطنای عزیز

تقریبا شش هفت ماهی میشه که نبودم بابت این تاخیر از همه دوستان عذر خواهی میکنم

ایشالله دوباره با پست های جدید همراهتان خواهم بود .

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت توسط بچه محل| |

 

از طریق این سایت میتونید برنامه های  کانال های ماهواره ای افغانستان ، هند ، ایران  و پاکستان را به صورت آنلاین مشاهده کنید.

 

 

LIVE TV

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت توسط بچه محل| |

چند تا والپیپر زیبا از ولی خواننده محبوب افغانی

 

                                            

 

                                                بقیه عکس ها در ادامه مطلب

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت توسط بچه محل| |

 

                                         متن زیارت عاشورا

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت توسط بچه محل| |

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

 

فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) را خدمت عاشقان آن حضرت تسلیت عرض میکنیم.

به همین مناسبت تعدادی کد نوحه آماده کرده ام ،امید که مورد استفاده قرار بگیرد.

کد ها را در قسمت تنظیمات وبلاگتان قرار دهید. 

 

 

 

خیز و جامه نیلی کن....

 

یاران چه غریبانه.....

 

گفتم کجا   گفتا به خون.....

 

دوازده تا گل سرخ.....

 

گوش بکنید داره میاد یه صدایی از مدینه....

 

یل کربلا اباالفضل....

 

خاک می گوید حسین...

 

دل دیوونه من جز تو طالب نداره....

 

به درد خانمنان سوزی.....

 

 

نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت توسط بچه محل| |

 

 سلام دوستان

امروز با دست پر اومدم.کلی کد آهنگ آماده کردم.امیدوارم به دردتون بخوره و آهنگ مورد علاقتونو توش پیدا کنید.چند تا آهنگ تاجیکی هم آخر لیست هست.

منتظر نظرهای گرمتان.......

 

 

آهنگ امی دردم دوایی داره یا نه... از فرهاد دریا

 

آهنگ از اینجا تا به کابل.... از فرهاد دریا

 

آهنگ میده میده میروی.. از مریم وفا

 

آهنگ تو از شهر خورشید.... از وجیهه رستگار

 

آهنگ زیم زیم زیم... از ولی

 

آهنگ دختر افغانی از ولی

 

آهنگ بیا تو از ولی

 

آهنگ دلبر مهربانم از ولی

 

آهنگ بانو بانو از احمد ظاهر

 

آهنگ امو روزی که د بامیان رسیدم... از داوود سرخوش

 

آهنگ قصه های زندگی از شکیب همدرد

 

آهنگ گل دانه دانه از شکیب همدرد

 

آهنگ هزره موروم....

 

آهنگ به خدای یکتا... از جاوید شریف و شبنم

 

آهنگ ای آبی دوچشمت....از جاوید شریف

 

آهنگ خانه مو کاگلیه....از متین

                                                  

 

آهنگ میهن...از حبیب عزیز

 

آهنگ عاشقان هرچند....از نقیب

 

آهنگ شب که خواندم نامه هایت....از صدیق شباب

 

آهنگ سیا موی جانم...از داوود سرخوش

 

آهنگ تو که موری.... از فردین فریاد

 

آهنگی محلی از وجیهه رستگار

 

آهنگ آستین کهنه داشتیم....از امیر صبوری

 

آهنگ دل تو از ما خبر نداره... از امیر صبوری

 

آهنگ اگر شبها شب یلدا... از امیر صبوری

 

آهنگ هنوز اول عشق است... از امیر صبوری

 

آهنگ تا جوانی می رسد...از امیر صبوری

 

آهنگ شهر خالی جاده خالی.....از امیر صبوری

 

 

 


کد آهنگ های تاجیکی

 

آهنگ یار رفته باز آمدی... از منیژه دولت

 

آهنگ عزیز من کجایی.... از شبنم ثریا

 

اهنگ بیا با هم بسازیم....از شبنم ثریا

 

آهنگ ستاره ستاره... از ریحانه

 

آهنگ نام را تو شنیدم...از منیژه دولت

 

آهنگ دسمال میدوزم دسمال زیبا......

 


 

آهنگ دختر کابلی از حبیب قادری

 

 

آهنگ سلطان قلبها از احمد ظاهر 

 

 

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت توسط بچه محل| |

سلام

تو پست امروز کلیپ هایی از برنامه ستاره افغان گذاشتم که به معرفی تک تک ستاره های این مرحله یعنی دوازده بهترین می پردازد. که به در خواست یکی از دوستان صورت گرفته.

لازم به ذکر است این کلیپ ها بیشتر برای آن دسته از دوستان که به تلویزیون طلوع دسترسی ندارند در وبلاگ قرار گرفته و تا جایی که می شده سعی شده حجم کلیپ ها کم شود تا دانلود آنها سریعتر انجام شود.که در نتیجه از کیفیت کلیپ ها مقداری کاسته شده.

تمام کلیپ ها با فرمت wmv تهیه شده تا براحتی در windows media player  اجرا شوند

 

برای دانلود کلیپ ها به ادامه مطلب رجوع کنید. 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت توسط بچه محل| |

Design By : Night Melody